تن ها
این وبلاگ مونس تنهایی من در میان تن ها خواهد بود ! هر چه از خاطراتم مانده در آن ثبت می کنم به امید آنکه شاید روزی پرستوی مهاجر چشمانت در میان آنان لانه بسازد . اشتباه نکنید که من عاشق نیستم و به قول شاعر خوشنودم از این دل که گرفتار کسی نیست ... می نویسم تا روزی خود را اسیر در میان تن ها نیابم . شاید باید اینگونه به آغاز اندیشید ... حسین
از این دنیای پوچ که واسه خودمون ساختیم خسته می شم و دلم می خواد داد بزنم بابا دیگه بسه , این چه وضعیه واسه خودمون درست کردیم . بیخیال می خواستم بگم ولادت حضرت مهدی مبارک ...
![]()
همه آدمای دنیا توی عیدا که می شه خوشحالن و شادی می کنن . به هم تبریک می گن و شیرینی پخش می کنن و یه وقتایی هم عیدی می دن . غروب همه عیدا دلم می گیره و از اینکه دنیا اینقد الکی و زورکی خودش رو به خوشحالی زده غصه ام می گیره . ![]()
| : قالب وبلاگ |


